احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

274

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

اينكه ايران و افغانستان را بر عليه روس و انگليس داخل در جنگ نمايند متشبث به تمام وسائل ممكنه شده‌اند منجمله از قتل و تهديد و خريدارى و اجير كردن اشخاص هم خوددارى ننموده‌اند مثلا اقدامات فوق الذكر از طرف مأمورين آلمان و عثمانى در افغانستان و عربستان به عمل آمده است . بمحض اينكه حكومت ايران تصميم كرد جدا از تحريكات دشمنان ما جلوگيرى نمايد فورا وزراى مختار آلمان و عثمانى از تهران حركت كرده بجنوب مملكت براى تحريك عناصر فاسد ايران و ژاندارمرى عازم شدند . لردگرو هم مانند سر ادوارد گرى امروز در مجلس شرح مفصلى راجع بژاندارمرى ايران و طرز رفتار و عمليات صاحبمنصبان سوئدى اظهار داشت . لرد مشار اليه هم مثل رفقاى خويش در اقدامات و عمليات صاحبمنصبان سوئدى ژاندارمرى ايران دولت سوئد را مسئول ميداند و حتى دولت سوئد را از عدم توجه باقدامات صاحبمنصبان خود مقصر كرده و شريك آنان ميشمارد . لردگرو ميگويد كه توقيف قونسول انگليس در شيراز يكى از اتفاقات قابل ملاحظه مهمى است و بايد جدا از اين‌گونه اقدامات جلوگيرى و ممانعت شود حكومت ايران واقعا خيال داشت كه مانع بعضى پيش‌آمدهاى ناگوار گردد و براى مساعدت با حكومت مشاراليه عده معتنابهى از قشون روس به طرف طهران اعزام شد كه از دسايس و تفتينات دشمنان نزديك بود مثل ساير نقاط ايران دچار هرج‌ومرج شود جلوگيرى به عمل آيد روابط و طرز رفتار ايرانيها با قشون خارجه به خوبى معلوم است و ژاندارمرى ايران هم از همين نقطه‌نظر تشكيل گشت ليكن نبايد فراموش كرد كه در منطقه شمالى ايران مدتى است عده از قشون روس متوقف گشته دولت روس اظهار عقيده نموده كه فقط حضور قواى نظامى ميتواند منافع وى را در شمال ايران محفوظ داشته و از عهده استقرار انتظامات آن صفحات برآيد حكومت ايران به خوبى ميدانست كه بدون مساعدت خارجى از عهده مملكت‌دارى برنخواهد آمد . حتى ملتفت اين نكته هم شده بود كه اگر مستقلا نتواند در ايران حكمفرمائى نمايد و مجبور باستعانت اجانب گردد بهتر اين است كه از دولتين روس و انگليس طلب مساعدت و همراهى كند نه اينكه ملتجى بآلمان و عثمانى شود و منظور دولتين روس و انگليس از نگاهداشتن قواى نظامى خويشتن در شمال ايران و بوشهر فقط حفظ استقلال و تماميت ايران است و فعلا هم طرفين همين مقصود را تعقيب ميكنند . چنان كه بر همه معلوم است تاكنون با دولت ايران همه قسم مساعدات مادى و معنوى نموده‌ايم پول لازم داشته داده‌ايم و با داشتن اعتبار ما ميتوانستيم باز هم همراهى كنيم . همچنين حاضر هستيم كه با دولت ايران مساعدت نموده و قواى لازمه نظامى را در تحت رياست و تعليمات صاحبمنصبان خارجه براى احتياجات داخلى تشكيل دهيم ليكن براى اين مقصود بايد مشاقانى انتخاب شود كه مثل صاحبمنصبان سوئدى ژاندارمرى ايران را از جاده مستقيم خارج ننمايند . من تصور نميكنم كه اوضاع كنونى و پيش‌آمدهاى فعلى ايران باعث شود كه ما از آتيه ايران هم صرفنظر كرده به كلى خويشتن را در آغوش يأس و نوميدى اندازيم ما تاكنون هميشه با شاه جوانيكه در موقع مهيب خطرناكى عهده‌دار مملكت گشته مناسبات و روابط حسنه و دوستانه داشته‌ايم . اوضاع حاضره و جريان حوادث مهمه كنونى ايران هر حكمران و ديپلمات ماهر و استادى را هم عاجز مىكند چندان محل تعجب نيست اگر شاه جوان از مملكت‌دارى اظهار عجز نمايد . ما فعلا ميتوانيم اميدوار باشيم كه شاه جوان در آتيه بهتر زمام مملكت را در دست خواهد گرفت و مملكت ايران هم در تحت حكمفرمائى چنين پادشاهى ترقيات عاليه كه شايستهء ممالك و دول مشرق زمين باشد خواهد كرد . 3 شنبه 13 صفر - 21 دسامبر 1915 برحسب تصويب دولت از طرف وزارت داخله مراسله باداره ژاندارمرى نوشته شد كه چون افسران سوئدى ماژر چلسترم رئيس ژاندارمرى قزوين و ماژر دماره رئيس ژاندارمرى بروجرد و ماژور هلمارك رئيس ژاندارمرى عراق و كاپتيان انگمان رئيس ژاندارمرى فارس اطاعت دولت را ننموده و سرپيچى از اوامر مركز كرده‌اند از اين تاريخ از شغل خود منفصل ميباشند و ادارهء ژاندارمرى مفاد حكم را تلگرافا به آنها اطلاع بدهد . در ضمن از طرف وزارت داخله بژاندارمهاى راه عراق و ملاير تلگراف شد كه تا 15 روز ديگر بايد تماما به بروجرد رفته جزو اردوى والى ايالت بروجرد و لرستان بشوند . 22 دسامبر 1915 ( چهارشنبه 14 صفر ) پرنس رويس از سلطان‌آباد وارد كرمانشاه شد . در تاريخ 18 دسامبر 1915 در كرمانشاه دكتر ايلبرگ به ليتن پيغام آورد كه پرنس رويس نظر باقدامات بىرويه و غيرمعقول شما به حدى عصبانى است كه مقتضى است شما تقاضاى مرخصى كرده و برگرديد بآلمان ، بعقيدهء دكتر ايلبرگ مصلحت نبود ليتن ديگر با پرنس رويس ملاقات نمايد و بايد فورا حركت كند . اما ليتن به بهانهء اينكه حامل پيامى از طرف ژنرال فن درگلتس مىباشد با پرنس رويس ملاقات مينمايد ، وزيرمختار به او تكليف استعفا مىكند و ميگويد علت استعفاى خود را كسالت مزاج ذكر كنيد ، ليتن اطاعت نموده استعفانامه را نوشت اما همان روز عصر تلگراف وزارت امور خارجه آلمان به اين مضمون بوزيرمختار رسيد :